فرمول های ریاضی ششم
فرمولها و راهنمای ریاضی ششم ابتدایی
فرمولها و راهنمای ریاضی ششم ابتدایی
دانلود تمامی کتاب های ورق زن ششم

اسطرلاب چیست؟
اسطرلاب دستگاه کوچکی است که برای تعیین بعضی مشخصات زمان ومکان آسمان به کار میرود. به فارسی "جام جم" یا " جام جهان نما "نامیده می شود ولی به تدریج کلمه یونانی اسطرلاب برای آن متداول شده است.
کشف این آلیاژ جدید، بدین گونه رخ داد که روزی دانشمندان متوجه شدند که اگر بر فولاد، حدود 10 تا 20 درصد فلز « کُرُم » و اندکی « نیکل » بیفزایند، فولادی به دست می آید که در برابر اکسایش و زنگ زدگی و حمله اسیدها، مقاومت خواهد کرد.

موادی وجود دارد که قابلیت تغییر رنگ دربرخورد با محیطهای اسیدی و بازی دارند. این مواد اصطلاحا «PH indicator» ، یا معرف PH نامیده می شوند. برای مثال «فنول فتالئین» و «بروموتیمول بلو» استفاده میشود. معمولا برای اندازهگیری PH از کاغذهای مخصوص آغشته به معرف استفاده می کنند. این کاغذها وقتی که در محلولهای اسیدی یا بازی فرو برده میشوند، بلافاصله دچار تغییر رنگ میشوند. در این مورد کاغذ لیتموس (یا ترنسل) برای همه شناخته شده است. . امروزه اندازهگیری PH بوسیلهی ابزارهای الکترونیکی مثل «PH متر» امکانپذیر شده است 
آتشفشان خود اشتعال:
اکثر ما از دیدن آزمایش کوه آتشفشان در دوره راهنمایی بسیار متعجب شده ایم، اما در اینجا می خواهیم به شما کوه آتشفشانی آموزش بدهیم که بطور خود به خود و ناگهانی مشتعل می شود. مواد لازم برای این آزمایش بسیار ساده است.
مواد و وسایل لازم: سطح نسوز(سنگ،پاره آجر ... ) - پتاسیم پرمنگنات - گلیسرین.
پتاسیم پرمنگنات یک ضدعفونی کننده قوی می باشد که می توان آن را از داروخانه ها تهیه نمود. گلیسیرین نیز در سوپر مارکت ها به راحتی قابل خرید است. انحلال این دو ماده در هم با واکنشی گرما زا همراه است که باعث ایجاد شعله می شود. اشتعال این دو ماده بسیار پر انرژی و سریع است.
به اندازه یک قاشق پتاسیم پرمنگنات را بر روی یک سطح نسوز ریخته، از نبودن مواد و وسایل قابل اشتعال در محیط مطمئن شده و سپس مقداری گلیسرین روی آن بریزید. چنانچه دمای محیط در حدود ۲۵ درجه سانتیگراد باشد، اشتعال خود به خود ناگهانی خواهیم داشت. البته این اشتعال بعد از مدت کوتاهی روی می دهد که شما می توانید برای هیجان زده کردن دوستانتان در این حین با آنها شروع به صحبت نموده و حواسسشان را پرت نمایید. توجه داشته باشید که دود حاصل از این آزمایش تقریباً سمی است و از استنشاق آن باید خودداری نمود.

کوه آتشفشانی که می توان با وسایل موجود در آشپزخانه درست کرد
آیا دوست دارید در آشپزخانه خودتان یک کوه آتشفشان کوچولو درست کنید؟ نترسید، این یک کوه آتشفشان واقعی نیست. این آزمایش به نسبت بیخطر است و گازهای تولید شده نیز کم و بیش غیرسمی هستند و فقط سی دقیقه طول میکشد.
نخست مخروط آتش فشان را بسازیم. 6 فنجان آرد ، 2فنجان نمک4 ، قاشق سوپخوری روغن غذا خوری و 2 فنجان آب را مخلوط کنید. مخلوط بدست آمده باید یکنواخت و محکم باشد (در صورت نیاز میتوانید آب بیشتری اضافه کنید). بطری پلاستیکی را در ظرف مورد نظر بهطور ایستاده قرار دهید و خمیر تهیه شده را در اطراف آن به شکل یک کوه آتشفشان فرم دهید. البته توجه داشته باشید که آن را به طور کامل نپوشانید، قسمت دهانه آن را برای اضافه کردن بقیه مواد خالی نگه دارید. قسمت بیشتر بطری را با آب گرم پر کنید و مقدار کمی از رنگ قرمز غذارا به آن اضافه کنید. شش قطره پودر لباسشویی به محتویات بطری اضافه کنید. دو قاشق سوپخوری جوش شیرین به بطری اضافه کنید. به آرامی سرکه را به بطری اضافه کنید. مراقب باشید زمان فوران کوه آتش فشان رسیده است.
گدازههایی با رنگ قرمز ملایم در نتیجه واکنش بین جوش شیرین و سرکه تولید خواهد شد. در این واکنش مانند آتشفشان حقیقی ، دی اسید کربن هم تولید خواهد شد. بدلیل تولید گاز کربن دیاکسید در بطری پلاستیکی فشاری ایجاد میشودو (بهعلت حضور پودر لباسشویی ) حبابهایی از آتشفشان خارج خواهد شد که چهره زیبایی به آزمایش میدهد. اگر چند قطره رنگ زرد هم به آن اضافه کنید، گدازههای خارج شده رنگ زیباتر و طبیعیتری پیدا خواهند کرد.
جدول بودجه بندی پیشنهادی پایه ی ششم
|
زمان
دروس |
مهر |
آبان |
آذر |
دی |
بهمن |
اسفتد |
فروردین |
اردیبهشت |
|
قرآن |
1-15 |
16-28 |
29-42 |
43-55 |
56-69 |
70-81 |
82-87 |
88-96 |
|
هدیه های آسمانی |
10-19 |
20-29 |
30-41 |
42-49 |
50-55 |
56-63 |
64-67 |
68-71 |
|
فارسی(خوانداری) |
11-26 |
27-50 |
51-62 |
63-75 |
76-81 |
82-93 |
94-96 |
97-105 |
|
فارسی(نوشتاری) |
13-27 |
28-43 |
44-57 |
57-67 |
68-76 |
77-86 |
87-90 |
91-96 |
|
علوم تجربی |
8-19 |
20-35 |
36-51 |
52-63 |
64-75 |
76-87 |
88-93 |
94-95 |
|
ریاضیات |
1-20 |
21-40 |
41-60 |
61-80 |
81-100 |
101-120 |
121-140 |
121-160 |
|
مطالعات اجتماعی |
9-24 |
25-44 |
45-66 |
67-81 |
82-96 |
97-111 |
112-120 |
121-124 |
|
تفکرو پژوهش |
1-6 |
7-12 |
13-17 |
18-24 |
25-28 |
3 فعالیت انتخابی |
2 فعالیت انتخابی |
2 فعالیت اختیاری |
|
کار و فن آوری |
1-20 |
21-36 |
37-51 |
52-63 |
پروژه ساخت |
پروژه ساخت |
پودمان کار |
پودمان کار |
و اما از خاطرات شگفت انگیز امسال
:
وجود دو دوقلوی اسرار امیز در کلاس به نام علی و عرفان- علی پسری سر به راه و حرف گوش کن
و عرفان لجوج سرسخت و خود رای بود
. تا حدود آخر اسفند این طور بود و با مشاوره هایی که با خانوادهشان داشتیم و با وجود همه راه ها از تشویق تنبیه و دادن مسئولیت و غیره راه به جایی نبردیم ناچار او را بی خیال شدم و دیگر تصمیم گرفتم با او زیاد کل کل نکنم . بعد از تعطیلات عرفان به طور معجزه آسایی سر به راه شده بود که حتی خانواده اش نیز دلیل آن را نمی دانستند ولی روح شیطانی که در وجود او بود وارد جسم علی شده بود ...
واما از روز معلم: یکی از دانش آموزان سه شاخه گل به من هدیه داد و گفت خانم فکر نکنی این ها ارزان هستند این ها شاخه ای ۷ هزار تومان است یکی از بچه ها هم بلند شد من از تو زرنگ ترم با هفت هزار تومان یک هدیه برای خانم و یک هدیه هم برای معلم قرآنمان گرفتم . ! ![]()
با این حرف های بچه گانه شان خنده ام گرفته بود و به دنیای بچه گانه شان و این سادگی و بی آلایشی غبطه می خوردم.
وقتی خدا انسان را آفرید
خداوند عزوجل خر را آفرید و به او گفت : تو یک خر خواهی شد . تو باید از صبح تا غروب سخت کار کنی و بار بر پشت خود حمل کنی . علف خواهی خورد و فاقد هوش خواهی شد و 50 سال عمر خواهی کرد .
خر جواب داد : من یک خر خواهم شد اما 50 سال زندگی خیلی زیاد است فقط 20 سال به من بده .
خدا آرزویش را برآورده کرد .
خدا سگ را آفرید و به او گفت تو از خانه آدم محافظت خواهی کرد و بهترین دوستش خواهی شد و پس مانده او را خواهی خورد و 30 سال زندگی خواهی کرد . تو یک سگ خواهی شد .
سگ جواب داد : خدایا 30 سال زندگی خیلی زیاد است فقط 15 سال به من بده .
خدا آرزویش را برآورده کرد .
خدا میمون را آفرید و به او گفت : تو یک میمون خواهی شد . تو باید از شاخه ای به شاخه ی دیگر بپری و شوخی کنی و سرگرم کننده خواهی شد و 20 سال عمر خواهی کرد.
میمون جواب داد : 20 سال خیلی زیاد است .فقط 10 سال به من بده .
خدا آرزویش را بر آورده کرد .
و در نهایت خداوند انسان را آفرید و به او گفت تو یک انسان خواهی شد . تنها مخلوق عاقل بر روی زمین . تو باید هوشت را به کار ببری تا اشرف تمام حیوانات باشی . تو باید جهان را خدایی کنی و 20 سال عمر خواهی کرد .
انسان جواب داد : خدایا من یک انسان خواهم شد اما 20 سال خیلی کم است . 30 سالی که خر رد کرد و 15 سالی که سگ نخواست و ده سالی که میمون رد کرد را هم به من بده .
و خدا آرزویش را برآورده کرد .
از آن پس انسان 20 سال را به عنوان یک انسان زندگی کرد ، ازدواج کرد و 30 سال را مانند خر به کار کردن و حمل همه ی بارها بر پشتش گذراند . سپس وقتی بچه هایش بزرگ شدند او 15 سال را مثل سگ به مراقبت کردن از خانه و خوردن هر چه آنها به او می دادند گذراند . وقتی پیر شد او دیگر می توانست باز نشسته شود و 10 سال را مثل میمون از خانه ای به خانه ای و از پسر یا دختری به دیگری و شوخی کردن و سرگرم کردن نوه هایش گذراند .
الفبا از پ ، و ، ل شروع میشه ،بابا دیگه آب نمیده چون اداره آب و فاضلاب آب رو قطع کرده ،دهقان فداکار پیر شده و دنبال چندر غاز مستمری از این اداره میره تو اون اداره، مرغا هورمون خوردن وخروس شدن، خروسا مامانی شدن برای مرغا عشوه میان و ناز میکنن، سن ازدواج مرغا بالا رفته دیگه تخم نمی کنند،چوپان دروغگو عزیز شده و کلی طرفدار داره، شنگول و منگول بزرگ شدن و گرگ شدن. مامانشونم دو سه روزیه رفته تایلند گیساشو ببافه، دارا و سارا رفتن فرانسه کبابی باز کردن، کوکب خانم رفته یه ماکروفر سامسونگ خریده و دیگه حوصله مهمونداری رو نداره و جواب تلفن رو هم نمیده، کبری موهاشو مش کرده و تصمیم گرفته دماغشو عمل کنه، روباه و کلاغ دستشون تو یه کاسست، حسنک گوسفنداشو فروخته و پیکان خریده مسافرکشی میکنه، آرش کمانگیر معتاد شده و دیگه سنگ هم نمی تونه پرت کنه، شیرین، خسرو و فرهاد رو پیچونده و با دوست پسرش رفته اسکی، رستم و اسفندیار اسباشونو فروختن و موتور خریدن میرن کیف قاپی،پتروس از بس با دوست دختراش چت کرده انگشت درد گرفته و دیگه نمی تونه انگشتشو بکنه تو سوراخ سد، خانواده آقای هاشمی دیگه بنزین ندارن برن مسافرت در ضمن دل خوشی هم از راه و سفر ندارن چون آخرین باری که تو راه گوشت کبابی خریدن چوپان دروغگو گوشت خر بهشون فروخته
پس از تدریس تئوری مطالب دانش آموزان را به حیاط مدرسه بردم و با دادن بیل به دست انها به نوبت باغچه مدرسه را شخم زدند و تخم گلهایی را که اورده بودم را در آن کاشتیم و سپس ان را آبیاری کردند . در قسمت دیگری از باغچه که علف های هرز روییده بودند دانش آموزان به طور مجسم با علف های هرز آشنا شدند و طرز از بین بردن آن را مرور کردند البته گفتم که این علف ها در بعضی مواقع موجب زیبایی هستند و همیشه نباید آن ها را از بین برد مگر آن که در بین گیاهان مزرعه سبز شوند و ضرر آن هم توسط خود دانش آموزان بار دیگر مرور کردیم
در پایان هم بازی جهت های اصلی و فرعی را در حیاط انجام دادیم مثلا علی دو قدم به سمت شمال - یک قدم به سمت جنوب غربی و ....
در این نوع آموزش ها که از طریق گردش علمی - بازی و نمایش انجام می گیر د از بی انضباطی و خستگی دانش آموزان هم کاسته می شود و بیشتر در ذهن آن ها باقی می ماند
موفق باشید
تدریس مسئله هایی جمع و تفریق به روش پرانتزی در کلاس چهارم
وارد کلاس شدم گفتم خوب بچه ها زنگ تفریح چیزی هم خریدید . بچه ها کنجکاو شدند و بااشتیاق می گفتند ما 500 تومان خرید کردیم دیگری می گفت 600 تومان آن یکی می گفت 200 تومان بچه ها از این سوالات خوششان می اید و می خواهند مسایل خصوصی خود را به معلم خود بگویند و دوست دارند مورد توجه قرار بگیرند گفتم . علی آقا تو چی خریدی با خنده و غرور می گفت 1000 تومان خرید کردم و 1000 تومان هم به برادرم دادم گفت مثلا چی خریدی گفت ابنبات ، بسکویت کاکائویی ، آبمیوه ، و...
گفتم خوب روی هم رفته چقدر شد گفت بذار حساب کنم گفتم خوب بیا پای تخته حساب کن و شروع کرد به حساب کردن گفتم حالا چقدر برایت باقی مانده و باز شروع کرد به کم کردن مقدار خرج شده
گفتم خوب بچه ها حالا موافقید مغازه بازی کنیم خودم شدم فروشنده و بچه ها هم خوراکی هایشان را روی میز من ریختند و و من برای آنها قیمتی تعیین کردم و روی تابلو نوشتم سپس یکی یکی می آمدند و خرید می کردند . و من می گفتم حساب کنید . بعضی از آنها هر چه می خواستند بر می داشتند و بعد موقع حساب کردن می دیدند پول کم می آورند .
آنها را راهنمایی کردم و گفتم برای این که دچار این مشکل نشوید وقتی چیزی برمی دارید بقیه پولتان راحساب کنید . اگر پولتان می رسد چیز دیگری بردارید .
بعد بازی را به صورت مسئله نوشتم و گفتم احمد یک 200 تومان دارد یک بیسکویت خرید 50 تومان و یک کیک هم 100 تومان حالا چقدر دیگر دارد .
بعد توضیح دادم چون احمد خریدار است باید موقع خرید مواظب باشد که پول کم نیاورد بنابراین هر وقت چیزی می خرد بقیه پولش را هم حساب می کند بنابر این : 50-200= 150
و 100-150= 50
ولی من فروشنده این طور حساب می کنم اول همه جنسها را جمع می کنم بعد از کل پول کم می کنم 100+50= 150 و 150-200= 50 ببینید جواب هر دو یکی شد
حالا روش اول را می توانیم به این صورت بنویسم 50= 50- 100=50-(100- 200)
و روش دوم : 50= 50- 200=( 100+50 ) -200
بعد گفتم حالا برای تکلیف فردا هر چی خرید کردید به دو روش حساب کنید و بنویسید

آغاز ماه مهر، بر شما مبارک باد. پدر و مادر گرامی، مهرماه را حتما با مهر و محبت آغاز کنید. حتی الامکان برای فرزندان دانش آموزتان هدیه ای زیبا و دوست داشتنی تهیه کنید و به مناسبت آغاز سال تحصیلی و به امید موفقیتشان به آنها تقدیم کنید. البته فرزندان کوچک تر خود را هم فراموش نکنید.
![]()
![]()
دانش آموزان عزیز، یک بار دیگر فصل درس از راه رسید؛ بسم الله! از همین امروز عزم خود را جزم کنید، کمربندهایتان را محکم ببندید و با نام و یاد خدا پله های نردبان دانش را با موفقیت طی کنید.
ریاضی دانی ماهها زحمت می کشید و ذهن می سوخت تا این قضیه را اثبات کند . اما درست نمی شد . یک روز شاگردها خری را در برابر مدرسه دیدند که دیواره ای کوتاه به شکل مثلث آن خر را از بافه علف جدا می کرد . اهل علم متوجه شدند که خر به جای اینکه دور دیوار بگردد و به جانب علف برود جفتکی زد و از دیوار کوتاه بالا پرید و به خط مستقیم به طرف علفها رفت . بعد از این جریان قضیه را به سادگی توجیه کردند و از آن روز این قضیه به نام حمار شهرت یافت .
برگرفته از کتاب اطلاعات علمی تالیف ایاز پور داراب
رفتار و عادات و اخلاق آنها را با خود مرور می کردم چه کودکان بانشاط و سرزنده ای هیچ وقت معنی خستگی را نمی دانند .
روز آخر برایم نامه می نویسند .
<<خانم ببخشید که شما را خیلی اذیت کردیم تو برای ما خیلی زحمت کشیدی امیدواریم با نمره های خوب زحماتت را جبران کنیم . امیدواریم بچه هایت هم همیشه سالم باشند و هر آرزویی داری براورده شود . همیشه دوستت داریم >>
من هم شما را دوست دارم و شما را فراموش نخواهم کرد آخه چه طور بچه های شاد و فعالی مثل فرخسرشت و بیات و امیدی - بوستانی - را فراموش کنم چه طور یوسف را که هر روز از روستا به امید این که آینده بهتری داشته باشد به شهر می آمد و با کوشش درس می خواند را می توان فراموش کرد. یا میلاد و فرزاد با آن قلب مهربان و ساده شان بدون هیچ کینه و بغضی یا علی اکبر فوتبالیست و قهرمان کلاسمان سجاد و امین دو دانشمند کلاس با وبلاگهای علمیشان حسین باهنر با آن شیطنت های بچه گانه اش که استاد جغرافیا بود من نمی دانستم چطور با این که همیشه حواسش جای دیگر بود این همه درس را با همه جزئیاتش یاد می گرفت . ایمان وحدانی دانش اموز منضبط و پرتلاش سعی می کرد بهترین باشد محمدرضا رزمجو خطاط و هنرمندکلاس قاسمی دانش آموز کوشا همه و همه
همه تان را دوست دارم و آرزوی بهترین ها را برایتان می کنم .