امسال هم با همه ی خوبیها و بدیها به پایان رسید امیدواریم توانسته باشیم گام موثر ی در تعلیم و تربیت نونهالان این مرز و بوم برداشته باشیم .

و اما از خاطرات شگفت انگیز امسال :

وجود دو دوقلوی اسرار امیز در کلاس به نام علی و عرفان-  علی پسری سر به راه و حرف گوش کن و عرفان لجوج سرسخت و خود رای بود . تا حدود آخر اسفند این طور بود و با مشاوره هایی که با خانوادهشان داشتیم و با وجود همه راه ها از تشویق تنبیه و دادن مسئولیت و غیره راه به جایی نبردیم ناچار او را بی خیال شدم و دیگر تصمیم گرفتم با او زیاد کل کل نکنم . بعد از تعطیلات عرفان به طور معجزه آسایی سر  به راه شده بود که حتی خانواده اش نیز دلیل آن را نمی دانستند ولی روح شیطانی که در وجود او بود وارد جسم علی شده بود ...

واما از روز معلم: یکی از دانش آموزان سه شاخه گل به من هدیه داد و گفت خانم فکر نکنی این ها ارزان هستند این ها شاخه ای ۷ هزار تومان است یکی از بچه ها هم بلند شد من از تو زرنگ ترم با هفت هزار تومان یک هدیه برای خانم و یک هدیه هم برای معلم قرآنمان گرفتم . !

با این حرف های بچه گانه شان خنده ام گرفته بود و به دنیای بچه گانه شان و این سادگی و بی آلایشی غبطه می خوردم.