ساعت انشا
مسعود : تلفنی که دوربین آنلاین داشته باشد ( که قبلا اختراع شده ولی سیستمش تو کشور ما راه نیفتاده !)- و تلفنی همراهی که ذهن دیگرا را بتواند بخواند
پدرام : ماشینی که حرف بزند .
سلیمی : دو دست دیگر برای آدم بسازد ( جل الخالق )
سعید : رباطی که هر چیز بگویی انجام دهد
میلاد : پاککنی که هر وقت غلط نوشتیم خودش پاک کند ( طفلکی خسته شده از بس غلط نوشت و من گفتم پاک کن )
سلیم : کاغذی که پاره نشود و محیط زیست را آلوده نکند و اگر غلط نوشتی خودش بداند و غلط ننویسد . ( آخ که تنبلی موجب چه اختراع هایی میشه )
محمد : مرده را زنده کند ( یا عیسی مسیح )
نصرتی : مدادی که نوک آن به سادگی نشکند و اگر هم نوک دارد تراش نشود و این اختراع موجب می شود که در لوازم التحریر اسراف نشود و یک نوع کاغذ که نوشته های آن پاک شود و پاره نشود ( بالاخره یکی هم تو فکر صرفه جویی افتاد )
سجاد : پاککنی که همه چیز حتی لکه های پیراهن را پاک کند و یک دفتر فارسی که با ماژیک بر روی آن بنویسد
انشا بعدی فقط تصویرش را گذاشتم جالبه بخونید البته نویسنده این انشا تو انشا بعدی ( با موضوع روزی که بیاید ) گفته اگه امام زمان بیاد می خوام بهش بگم آیا این انصافه که مغازه دار مایع ظرفشویی را بخره ۱۰۰۰ تومان و بفروشه ۱۷۰۰ تومان ( آخه تقصیر نداره از بس فقر کشیده و حتی مادرش امسال نمی خواست بذاره بیاد مدرسه با اینکه استعداد خیلی خوبی هم داره )
